تبليغاتX
فکر بد ممنوع

فکر بد ممنوع

بخواب و
به دورم بتاب و
از این لب بنوش
کنارم چو تشنه که آب وگل آتشی تو
حرارت منم من
که دیوانه ی بی قرارت منم من

 

خدا دوست دارد لبی که ببوسد
نه آن لب که از ترس دوزخ بپوسد
خدا دوست دارد من و تو بخندیم
نه در جاهلیت بپوسیم بگندیم

 

بخواب آرام پیش من
لبت را بر لبم بگذار
مرا لمسم و کن و دل را
به این عاشق ترین بسپار بخواب آرام پیش من
منی که بی تو میمیرم
لبت را بر لبم بگذار

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 11:5  توسط سارا  |